تاریخ مسیحیت در ایران

مسیحیان ایران ۲ شاخه اصلی هستند.

Iranian Christians
کل جمعیت
۳۰۰٬۰۰۰–۳۷۰٬۰۰۰
زبان‌ها
زبان فارسی، زبان ارمنی، آرامی جدید آشوری
گروه‌های قومی مرتبط
مردم ارمنی، ایرانیان فارسی‌زبان، آشوری‌ها
دختر آشوری مسیحی اهل ارومیه، به سال ۱۹۰۶ میلادی
 

ارامنه ایرانویرایش

پیوند ارامنه و ایرانیان به گذشته‌های باستانی بر می‌گردد؛ درست از آغاز تاریخ ایران، زیرا که ارامنه از خانواده بزرگهندواروپایی هستند.

پذیرش مسیحیت توسط ارامنهویرایش

با ظهور مسیحیت، ارامنه دین پرستش خدایان طبیعت و الهه‌ها را کنار گذاشتند و با مساعی قدیسی به نام «سن گرگوار» مسیحیت در ارمنستان دین رسمی شد. اکثریت مسیحیان ارمنی تابع کلیسای ارتدکس هستند.

 

آشوریان ایرانویرایش

بر اساس شواهد و مدارک موجود، آشوری‌ها، قرن‌ها درایران سکونت داشته‌اند، لیکن نمی‌توان تاریخ دقیق ورود آنان را به ایران مشخص کرد.

واقعیت این است که آشوری‌ها پس از سقوط امپراتوری در بین‌النهرین، جزئی از ملت ایران شده و با مردم این سرزمین سرنوشت مشترک پیدا کرده‌اند.

پذیرش مسیحیت توسط آشوری‌هاویرایش

آشوری‌ها از بدو پیدایش مسیحیت بدین آیین گرویده‌اند. اکثریت آنان در قرن اول تا سوم میلادی به این دین روی آوردند.

 

مسیحیان فارسی‌زبانویرایش

برگی از انجیل (اولین آیات انجیل متی) به خط نسخ فارسی متعلق به قرن چهاردهم میلادی که یکی از قدیمی‌ترین نسخه‌های خطی کتاب مقدس به زبان فارسی است و نخستین نسخه خطی فارسی می‌باشد که به کتابخانه واتیکان راه یافته‌است. این برگ با کلمات «[به نام] پدر و پسر و جان پاک یکی خدا» آغاز می‌شود.

گروه‌های مسیحیان فارسی‌زبان ایران از چندین سال قبل (دوره قاجار) و مصادف با ترجمه کتاب مقدس(عهد عتیقو عهد جدید{انجیل}) ایجاد شدند و شروع به رشد نمودند. این گروه‌های مسیحی که عموماً «پروتستان» هستند، در شهرهای مختلف ایران شروع به ساخت کلیساهایی نمودند. با وقوع انقلاب اسلامی، بسیاری از این کلیساها تخریب یا تعطیل شد و هر گونه فعالیت بشارتی مسیحیان فارسی‌زبان، غیرقانونی اعلام گردید.

اکنون تنها در تهران تعدادی کلیسای فارسی‌زبان فعالیت می‌کنند، و در شهرهای دیگر ساخت کلیساهای فارسی‌زبان یا مرمت و دایر کردن مجدد کلیساها، جرم محسوب می‌گردد. [نیازمند منبع]

 

آزار مسیحیان در ایرانویرایش

در تیر ماه ۱۳۶۹ کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران طی گزارشی ضمن ابراز نگرانی از آزار مسیحیان در ایران تأکید کرد که حکومت ایران «همچنان به پیگرد قضایی معتقدان به این دین، به ویژه نوکیشان، ادامه می‌دهد».

براساس این گزارش طی ماه‌های خرداد و تیر ۱۱ نوکیش مسیحی و یک کشیش آشوری در ایران، جمعاً به ۱۲۵ سال زندان محکوم شده‌اند.[۱]

 

 

نام خدایان در  دین یهود

در یهودیت از نامهای مختلفی برای اشاره به خداوند استفاده میشود. رایجترین نام استفاده شده در تورات نام چهار حرفی خداوند یهوه (عبری :יהוה ) میباشد که گاهی تتراگراماتون نامیده میشود. نامهای دیگر مورد استفاده در یهودیت عبارتند از ال (خدا)ُ الوهیم ( که به معنی خدای واحد ترجمه میشود با اینکه این لغت جمع است) ال شدای (خدای قدرتمند) آدونای (ارباب) الیون (بالاترین) و آوینو (پدرمان). این نامها با معنی نام به صورت رایج نیستند بلکه به معنی لقبهای مختلف برای اشاره به یک معنی هستند.

 

 

نامهای رایجویرایش

تتراگراماتون یا یهوهویرایش

رایجترین نام مورد استفاده در تورات برای خداوند یهوه است. این لغت در تورات ۶۸۲۸ بار مورد استفاده قرار گرفته است. اولین استفاده از این لغت در کتاب پیدایش۲:۴ است که معمولاً در انگلیسی به لغت لرد ترجمه میشود. گاهی جهوا یا یهوه نیز در انگلیسی مورد استفاده قرار میگیرند. معمولاً تصور میشود که لغت یهوه مرتبط با فعل بودن است که خداوند در خروج ۳:۱۴ صحبت کرده و خود را من هستم مینامد. این نام در معبد دوم سلیمان از قرن ۳قبل از میلاد دیگر مورد استفاده قرار نمیگرفت. یهودیت حاخامی اعتقاد دارد که نام خداوند نام ممنوع است و تنها کوهن گادول (کاهن اعظم) در معبد سلیمان در روز یوم کیپور حق خواندن نام خداوند را دارد. در این زمان کاهن اعظم نام خدا را همانگونه که نوشته میشود بر زبان میآورد و یهودیانی که نام را میشنیدند برای نام او سجده میکردند. یهودیان امروزی هیچگاه نام یهوه را بر زبان نمی‌آورند زیرا آن را مرتبط با مسیحیت میدانند. یهودیان امروزه بیشتر از لغت آدونای استفاده میکنند.

احیه اشر احیه ( من آنم که هستم)ویرایش

احیه اشر احیه (عبری :אהיה אשר אהיה) اولین از سه پاسخی است که موسی هنگامی که نام خداوند را در خروج ۳:۱۴ میپرسد دریافت میکند. در ترجمه انگلیسی جیمز پادشاه این جمله به معنی من آنم که هستم ترجمه میشود که یکی از نامهای خداوند است. احیه شکل سوم شخص واژه حی به معنی بودن است. اشر نیز در این جمله معمولاً به معنی آن ترجمه میشود. با اینکه جمله معمولاً بهزمان حال ترجمه میشود ترجمه دقیقتر میتواند من آن خواهم بود که خواهم بود باشد زیرا شکل استفاده شده در این جمله آینده است.

یهویرایش

یه در زبور ۶۸:۴ مورد استفاده قرار گرفته است.

آدونایویرایش

در یهودیت معممولا وقتی شخصی که تورات را میخواند به واژه یهوه میرسد لغت آدونای (به معنی ارباب) را جایگزین آن میکند. برای اشاره به یهوه در غیر از عبادت از لغت هاشم (آن نام) استفاده میشود. اینکار به این دلیل است که تصور میشود نام یهوه آن قدر مقدس است که نباید در هیچ جای دیگری به غیر از معبد سلیمان خوانده شود.

هاشمویرایش

به صورت معمول در یهودیت نام آدونای فقط در عبادت مورد استفاده قرار میگیرد. در مکالمه برای اشاره به خدا از لغت هاشم ( השם به معنی ها (آن) شم (نام) ) استفاده میکنند. این لغت برای اولین بار در لاویان ۲۴:۱۱ استفاده شده است. بعضی از یهودیان برای اینکه نام خداوند را به صورت معمول بر زبان نیاورند بعضی از حروف آن را با حروف دیگر جایگزین میکنند مثلاً ه را با ک جایگزین کرده و به جای الوهیم ُ الوکیم و یه با جای شدای شکای میگویند. هاشم معمولاً به صورت غیررسمی تری از آدونای مورد استفاده قرار میگیرد. قبیله محمد در اسلام نیز بنی هاشم نام دارد.

آدوشمویرایش

تا قبل از قرن ۲۰ استفاده از لغت آدوشم که ترکیبی از آدونای و هاشم است رایج بود. ولیکن حاخام دیوید هالوی سیگال اینکار را ممنوع کرد زیرا معتقد بود که اینکار بی احترامی به نام خداوند است. در یهودیت امروزی از این لغت بسیار به ندرت استفاده میشود.

بعلیویرایش

بعلی یکی از نامهای قبلی مورد استفاده توسط قوم اسراییل برای اشاره به خداوند است که معنی سرورم میباشد. ولیکن پیامبر اسراییل هوشع قوم اسراییل ر ا از استفاده از این نام منع کرد و به آنان گفت که به جای بعلی از لغت ایشی به معنی همسرم استفاده کنند.

الویرایش

ال یک لغت ریشه فینیسیایی است که به صورت معمول بهمعنی خدا ترجمه میشود. در تورات واژه ال (عبری : אל) به تنهایی بسیار به ندرت مورد استفاده قرار میگیرد. بلکه معمولاً ال به همراه یک صفت خداوند مورد اشاره قرار میگیرد مثلاً ال شدای به معنی خدای قدرتمند ال الیون به معنی بالاترین خدا ال اولم به معنی خدای بی انتها ال حی به معنی خدای زنده ال روا به معنی خدای چوپان ما ال گیبور (معادل جبار در عربی) به معنی خدای قدرتمند. در نامهای عبری که دارای صدای ال است نیز این صدا به اشاره به نام خداوند است مقلا گابریل (قدرت خداوند) میکاییل (چه کسی مانند خدا است؟ ) رافایل (داروی خداوند) آریل (شیر خداوند) دانیل (قضاوت خداوند) اسراییل (آن که با خدا کشتی گرفت) ایمانویل (خدا با ماست) اشماعیل (خدا میشنود).

الهویرایش

اله ( عبری : אֱלָה) لغت آرامی به معنی خداوند است. ریشه اصلی این لغت مشخص نیست. اله در عهد عتیق در کتابهای عزرا دانیال و ارمیا مورد استفاده قرار گرفته است. اله به معنی کلی خداوند است و گاهی برای اشاره به خدایان بت پرستان نیز استفاده شده است. این نام با نام الله به معنی ال اله که توسط مسلمانان مورد استفاده قرار گرفته است مرتبط میباشد. استفاده های این لغت به شرح زیرند:

- اله آواهاتی خدای پدران من (دانیال ۲:۲۳)

- اله الین خدای خدایان (دانیال ۲:۴۷)

- اله یروشلم خدای اورشلیم (عزارا ۷:۱۹)

- اله یسراییل خدای اسراییل (عزرا ۵:۱)

- اله شمایا خدای بهشت (عزرا ۷:۲۳)

الواهویرایش

لغت عبری الواه که فرم مونث واژه جمع الوهیم است نادر است و تنها در کتاب ایوب مورد استفاده قرار گرفته است. الواه یا اله با واژه الله ریشه مشترکی دارد. الله به معنی لغوی ال اله است که نام عربی خدای ابراهیم میباشد. در عهد عتیق فرم مفرد الوهیم در چند جا برای اشاره به خدایان بت پرستان استفاده شده است (مانند دانیال ۱۱:۳۷ و ۳۸).

الوهیمویرایش

یکی از نامهای رایج استفاده شده در تورات الوهیم (عبری : אלהים ) است. با اینکه این لغت به دلیل داشتن ایم در انتها جمع است برای اشاره به خدای واحد مورد استفاده قرار میگیرد. در زبان کنعانیان این لغت برای اشاره به خدایان آنها به معنی جمع مورد استفاده قرار میگرفت. دلیل جمع بودن این لغت مورد مطالعه بسیاری قرار گرفته است و دلایل مختلفی برای آن ابراز شده است. در قرآن نیز خدا برای اشاره به خود گاهی از لغات جمع استفاده میکند. در بعضی قسمتهای تورات واژه الوهیم برای اشاره به خدایان غیر اسراییل استفاده شده است. (رجوع شود بهرائلیان )

ال رواویرایش

ال روا به معنی خدای پادشاه در چند جای عهد عتیق استفاده شده است.

ال شدایویرایش

ال شدای (عبری : : אל שדי ) به معنی خدای قدرتمند نیز چندین بار در عهد عتیق استفاده شده است.

شخیناویرایش

شخینا یا شکینا (عبری: שכינה ) به معنی حضور خداوند است که در بین عبریان وجود داشت. این واژه در تورات استفاده نشده است ولیکن حاخامها در مورد حضور خدا درتابوت عهد و بین قوم اسراییل از این لغت استفاده کرده اند. ریشه این لغت به معنی سکنا گزیدن است. این واژه تنها واژه مونث برای اشاره به خداوند است. بعضی اعتقاد دارند که شخینا به معنی بعد مونث خداوند است ولیکن این توصیف به نظر صحیح نمی‌اید. لغت عربی سکینه که در قرآن استفاده شده است نیز معادل شخینا در عبری است. در قرآن نیز این لغت مرتبط با تابوت عهد است. همچنین نتیجه محمد و دختر حسین ابن علی نیز دارای نام سکینه بود.

و پيامبرشان بديشان گفت در حقيقت نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن سکینه از جانب پروردگارتان و بازمانده‌اى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن] بر جاى نهاده‌اند در حالى كه فرشتگان آن را حمل مىكنند به سوى شما خواهد آمد مسلماً اگر مؤمن باشيد براى شما در اين [رويداد] نشانه اى است - قرآن، سوره بقره، آیه 248

اصول. وفروع دین اسلام

ارکان اسلام به مجموعه‌ای از پایه‌ها و اعمال اسلامی گفته‌ می‌شود که شرط پذیرش اسلام برای یک مسلمان است.

ارکان شیعیان

شیعیان ارکان را به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم می‌کنند. اصول بر مبنای اصول عقیدتی‌ست و فروع بر مبنای اعمال واجب. اعتقاد به اصول شرط پذیرش دین و مذهب‌اند اما انجام فروع شرط لازم برای مسلمان‌بودن نیست.

اصول دین شیعه به‌ ترتیب از قرار زیرند

۱- توحید : به معنای یگانگی خداوند متعال است.

۲- عدل : به معنای آن است که افعال خداوند متعال از سر دادگری و شایستگی است و به هیچ کس ستم نمی‌کند و هر چیزی را در جای خویش نگه می‌دارد و با هر موجودی، چنانکه شایسته‌است رفتار می‌کند.

۳- نبوت : به معنای پیامبری محمد بن عبدالله و دیگر پیامبران الهی است.

۴- امامت : بدین معنا که پس از پیامبر اسلام دوازده امام معصوم منصب خلافت و امامت را بر عهده دارند و آنان منصوب خداوند متعال‌اند.

۵- معاد : به معنای آن است که روزی همه مکلفان برای بازخواست و حساب در پیشگاه الهی گرد هم می‌آیند و هر کس به پاداش و کیفر خویش می‌رسد. (قیامت)

فروع دین نیز به مجموعه ده عمل اسلامی که انجامشان واجب‌ است اطلاق می‌شود که از قرار زیرند

۱- نماز

۲- روزه

۳- خمس

۴- زکات

۵- حج

۶- جهاد

۷- امر به معروف (دستور به خوبیها و نیکیها)

۸- نهی از منکر (بازداشتن از بدیها و زشتیها)

۹- تولی (دوستى با دوستان خدا)

۱۰- تبری (دشمنى با دشمنان خدا)